و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!و چه اندازه شيرين است امروز...روز ميلاد... روز من!روزي که من آغاز شدم لحظه ها میگذرند و روزها را خاکستر میکنند و من در گرد و غبار این ثانیه ها میدوم به دنبال چه نمیدانم! هراسانم از آنکه فصل ها پوست بیندازندو من هنوز درکالبد خویش بمانم شاید خیالیست بس بیهوده که رسیده باشم به آنچه خواسته ام .به آنچه باید می رسیدم وبه آنچه که لیاقت رسیدن به آن را داشته ام تشنه لبم دروغ است اگربگویم به جرعه ای بیش نیازمند نیستم دریا میخواهم به وسعت آفاق.به وسعت دریا!!! -------------------------------------------------------------------------- پ.ن: این کیک تولدمه که مامان بابا برام گرفتن جاتون خالی خیلی هم خوشمزه بود نمیدونم فلسفه ی این ۳ تا قو چیه که روی کیکمه سلیقه ی مامان خانمه دیگه وااااااااااااای که تولد گرفتن برای آدم چه حالی میده من بازم تولد میخوام (کلی پولدار شدم امشب)
چه لطيف است حس آغازي دوباره،و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...![]()


![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










